تیتر نویسی وتاریخجه تیتر نویسی
تاریخچه تیتر نویسی :
سیر تاریخی تیترنویسی در مطبوعات به اعلامیههای تک برگی برمیگردد. قبل از آن در زمان گوتنبرگ تک برگهایی نوشته و توسط جارچی خوانده میشد. در سیر تغییرات و گسترش ارتباطات صنعت چاپ گسترش یافت تک برگی تبدیل به دو برگی،چهار برگی و.. شد تا اینکه رسانهای به نام روزنامه پدید آمد. بعدها عنوان، سر عنوان، تیتر، روتیتر، سوتیتر و... پیدا شد. آنچه در گذشته قبل از قرن 19 میبینیم تیتر فقط شاخصهای ست برای دیده شدن ولی بعد از آن خوانده و فهمیده نیز میشود.
تعریف تیتر:
هرگاه جملهای دیده شود، خوانده شود، فهمیده شود (عبارت گفته میشود)
هرگاه جملهای دیده شود، خوانده نشود،فهمیده شود (تیتر گفته میشود)
تیتر و تئوری ربط:
1.فهم مخاطبان(میزان انرژی که برای درک مطلب صرف میکند کم باشد) 2.بار معنایی
تئوری ربط درباره تیتر میگوید هر میزان عنصر اول انرژی کمتری برای فهم تیتر صرف شود تیتر موفق تر و مناسبتر ارائه شده است. عنصر دوم یعنی اینکه ترکیب واژگان و ادبیات در تیتر به نوعی باشد که بیشترین بار معنایی را برای مخاطب ایجاد کند.
روزنامهنگاری دو عملکرد دارد:
1.عملکرد پراگماتیک(تجربی) 2.عملکرد معنایی
تیتر قبل از هر چیز تحت تاثیر محیط تجربی ست. بعد از آن به مخاطب میرسد که بار معنایی برای مخاطب خیلی باارزش است. بعد از آن به ذات ادبی میرسیم که بسته به ادبیات و مهارت خبرنگار است.
رابطه تیتر با معنا، نشانه و نماد :
معنا: چیزی ست که وجود دارد.انتزاعی نیست. معنا دو دسته است: 1.معنایی که مستقیما برداشت میشود 2.معنایی که برگردان شده و به ما رسیده، معادل سازی شده است.
اما نشانه و نماد چیزهایی هستند که در ذهن مخاطب معنایی آشنا دارند به صورت قراردادی یا عرفی. نشانهها قراردادی هستند و نمادها عرفی.
پایه اول تیترشناسی این است که متوجه معنا باشیم.تیتر دنیای بهم پیوسته معناهاست. هم معنای واژه های تیتر، هم معنایی که مخاطب برداشت میکند و هم معنایی که ما میخواهیم از تیتر برداشت شود.
ربط نشانهها به تیتر:
آنچه که ما در قراردادهایی در میان واژه ها و برداشت مردم در تیتر استفاده کرده باشیم تیتر را ساده میکند و به مخاطب نزدیکتر میشود.(معانی پیچیده را از طریق نشانه ها و نمادها ساده میکنیم)
طبق نگاه مارکز: تیتر بر مبنای خط واقعیت است. تخیل پذیر نیست. زیرا داستان نویسی به سمت تخیل حرکت میکند.
تیترنویسی تنها فرمی ست در روزنامه نگاری که پیش از توجه به دو عملکرد تجربی و معنایی به توان ذاتی توجه میکند. تنها کسانی که شعرای روزنامه نگاری هستند تیترنویسان خوبی میشوند زیرا معنا را خوب درک کرده اند و در بیان آن توان ذاتی دارند.
خود تیتر سه عملکرد دارد:این سه عملکرد ما را به دو تئوری میرساند. 1.تئوری روش بیان 2. تئوری روش ارتباط
در تئوری روش بیان زبان شناسان میگویند: این تئوری یعنی چگونگی بکارگیری واژه ها که از آن متن ساخته شود و سپس معنای مورد نظر ساخته شود.
لوتمن معنای متون ادبی را نه از راه دلالت به بیرون بلکه با توجه به قاعده های زبان شناسی میشناسد. بنا به حکم مشهور یاکوب سب که شعر را انتقال اجزای زبان از محور جانشینی به محور همنشینی زبان میدانست؛ هر شعر به دلیل هم آوایی واژگان شکل میگیرد و از قاعده های محور همنشینی تبعیت میکند. از این رو اطلاعات شعر بیش از هر چیز اطلاعی ست از زبان شاعرانه و هر متن ادبی خبری از نظامهای متفاوت واژگانی، وزنی و اشکال نوشتاری ست...نظامهای متفاوت برای ساخته شدن یک متن معانی مختلف ایجاد میکنند به همین دلیل زبان شناسان معتقدند متن ادبی نظام نهایی زبان و کشف امکانات بیپایان آن است. شناخت کارکردهای متن ادبی راه را برای فهم موقعیت واژه در سخن میگشاید. شعر و متن به واژه نیرو میدهد و کنش آن را شدت میبخشد و در ادامه هر واژه به دلیل واژگان هم جوارش دلالتهای معنایی تازهتری مییابد.
افزون به این نگاه زبان شناسان معتقدند جدا از تئوری روش بیان، تئوری روش ارتباط ادبیات را کامل میکند. ادبیات درونی شدن تجربههای مشترک است و زبان ادبی به همین دلیل به قدرت روش بیان که وابسته به نوآوری و ترکیب واژگان است متکی ست و در عین حال سوی دیگر زبان به روش ارتباط باز میگردد.
تیتر خوب آن است که برای روش بیان خوب ارائه شود. قاعده های وزنی خوبی داشته باشد. در اشکال متفاوت نوشتاری قابلیت ارائه داشته باشد. برای مخاطبی باشد که تیترنویس سلایق آن مخاطب را بشناسد.
در روش بیان روانشناسان در جایگاهی مینشینند که نگاهی به ادیان و تگاهی دیگر به جامعه شناسان دارند. به دیگر سخن نگاهی به ساختار ادبی متن میاندازند و نگاهی نیز به مخاطبان در جامعه دارند.
در این صورت زبان شناسان متن را با دو نگاه میبینند:
1.ایجاد معنا در متن 2.ظرفیت درک از سوی مخاطب
معنا و درک دو پایهای هستند که زبانشناسان با دو تئوری "روش بیان" و "روش ارتباط" ارزیابی میکنند.
عوامل تاثیرگذار در تیترشناسی (پیش از تیتر نویسی):
1.دکه : یعنی به درستی بدانیم که مخاطب چه می خواهد.
2.رقیب : یعنی بدانیم رسانه رقیب چه اخباری را چگونه منتشر میکند.
3.رسانه : انتقال ما
عوامل موثر بر ساخت تیتر:
1.بازار 2.رقبا 3.مالکان روزنامه 4.مستقل یا غیرمستقل بودن(فشارهای بیرونی) 5.ضربالاجلهای روزنامهای (سرعت در تیترزنی)
تیتر و مالکیت روزنامه:
روزنامه ها از نظر مالکیت به دو دسته تقسیم میشوند. 1.روزنامهها با مالکیت بخش دولتی 2.روزنامهها با مالکیت بخش خصوصی
اگر تیترها را به سه دسته مثبت، منفی و خنثی تقسیم کنیم و یا به سه دسته مستقل، خنثی و جهتدار تقسیم کنیم؛ منطق درونی هنگام تیترنویسی برای سردبیران شرایطی را فراهم میکند که به تناسب مالکیت روزنامه –به عنوان یک عامل- تیتر برگزینند. سردبیران در روزنامهها با مالکیت بخش دولتی به دنبال تیترهای هم سو به سیاست رسانه یا اصطلاحا مثبت هستند و کمتر تیترهای خنثی و یا منفی میزنند. سردبیران در روزنامه هایی با مالکیت بخش خصوصی از این منطق درونی استفاده میکنند که تیترهایشان بیشتر بار و ارزش خبری داشته باشد و اصطلاحا به تیترهای خنثی و منفی یا مستقل و خنثی میل دارند.این گونه تیترها اصطلاحا تیترهای بفروش هستند.
تحقیقات روزنامه نگاران دانشگاهی دنیا نشان میدهد که مالکیت روزنامهها بر تیترنویس تاثیر دارد و گفتمان خاص خود را در تیتر ایجاد میکند که هر کدام از این دو نوع روزنامه گفتمانی متکی بر بازار مخاطب و سیاست مالکان روزنامه و یا گفتمان بازار مخاطب با ترکیب سیاست رسانه همسو را ایجاد میکند.
زبان تیتر
عناصر ساختاری زبان تیتر: 1.خلاصه کنندگی 2.نشانه یا علامت دادن 3.بفروش
خلاصه کنندگی:1.اطلاعات را خلاصه میکند 2.پیام متن را خلاصه میکند.3.ادبیات متن را خلاصه میکند
نشانه و علامت دادن: هرآنچه ما رمزگذاری کنیم؛ مخاطب رمزگشایی کند؛ نشانه عالی ترین سطح تعامل ارتباطی ست.
بفروش: تیتر باید جوری باشد که مخاطب را به خریدن رسانه تشویق کند.
تیتر باید به متن وفادار باشد یا خیر؟ اگر تیتر بخواهد به متن وفادار بماند از تکنیکها و همارتهای تیترزنی و نهایتا رسیدن به عنصر بفروش بودن رسانه غفلت ورزیده ایم. در مقابل اگر تیتر بخواهد به بهای مارکت و بفروش بودن از متن فاصله بگیرد و برخلاف انتظار مخاطب از متن باشد تیتر به بیراهه رفته است: پاسخ این است که تیتر به محتوای متن وفادار است ولی به ادبیات آن چندان وفادار نیست.
در روزنامه نگاری متن به واقعیت وفادار است. میزان وفاداری به حقیقت نسبی است.برای روزنامه نگار انعکاس واقعیت مهم است کاری به حقیقت ندارد.
پس:تیتر کمتر به واقعیت وفادار است.همان اندازه که متن به واقعیت وفادار است،تیتر نمیتواند به واقعیت وفادار باشد.
ارتباط زبان و تیتر:
هر بنگاه مطبوعاتی و هر روزنامهای پس از طی دورهای زبان تیتر خود را پیدا میکند.مثلا در پاریس دوقلوهای لوموند و فیگارو یکی از اردوگاه چپ و روشنفکری و دیگری از اردوگاه اقتصادگرایان و دست راستی دو نوع زبان تیتری پیدا کردند. فیگارو تیترهای مخاطب محور و بیشتر بفروش و اقتصادی میزند. لوموند تیترهای انتقادی و قدری تندتر میزند.
در گذشته نیز دوقلوهای اطلاعات و کیهان در ایران زبان تیتری خاص خود را پیدا کرده بودند.اطلاعات تیترهای طولانی و رسمی و کیهان تیترهای تندتر و گزارشی
تیترها:
Objective واقعیت/عینیگرایی
Fact حقیقت
آنچه به عنوان واقعیت منعکس میشود مجموعهای از حقیقت هاست.
تیتر به واقعیت نزدیک میشود نه حقیقت. واقعیت عبارت است از فکتهایی که با عوامل انسانی و غیر انسانی ترکیب شده است و زمینهای را برای ما میسازد که از آن روایت میکنیم این دریچه گشوده شده به واقعیت تیتر است. اما شایسته است بدانیم که تیترهای ما به حقیقت نزدیک می شود. درست در تیترهایی که به آن خبر محض میگوییم. تیترهای خبر محض به حقیقت بیشتر از واقعیت نزدیکند.
تیترهایی که حین خبر زده میشوند عموما نزدیک به حقیقت و تیترهایی که بعد از خبر زده میشوند و تیترهای تحلیلیلی عموما نزدیک به واقعیت اند.
ساختار تیتر: ادبیات، اطلاعات و پیام
ادبیات: واژگان، ترکیب، افعال، بار معنایی، تصویر
ادبیات : اصطلاحات پیام باهم در تیتر ارائه میشوند. گرچه ممکن است یکی بزرگتر و یکی کمرنگ تر عرضه شود. اما امکان حذف یکی از این سه وجود ندارد: تیترهایی که بر پیام استوارند و از اطلاعات فاصله میگیرند، تیترهایی شعاری در نزد مخاطبان تلقی خواهند شد و تیترهایی که بر اطلاعات محض استوار شوند و از بازیهای واژگانی برای القای پیام فاصله بگیرند، خشک و بیروح خواهند شد.
اگر تیتر تنها به لفاظیهای ادبی بسنده کند و اطلاعات پیام را قربانی این لفاظیها نماید کار دشوارتر خواهد شد و مخاطب را بیش از پیش دلسرد میکند.
در ساختار تیتر رکن اول ادبیات به شمار میرود و ادبیات در تیتر بر پایه عناصر پنج گانه واژگان، ترکیب، افعال، بار معنایی و تصویر استوار است.
واژگان:
در ادبیات تیتر جان تیتر است.اینکه چه واژه ای را بیابیم تا ادبیات ما را بسازد، پایه اول ادبیات تیتر به شمار میرود. ما از طریق واژگان به ترکیب تیتر میرسیم. ترکیب ادبی پس از یافتن واژگان است. گاه یک واژه مانند تیتر "هرالدتریبیون" در آمریکا برای حادثه 11 سپتامبر تحت عنوان رسوایی یک تیتر یک کلمهای ماندگار را در مطبوعات جهان ساخت تا به آنچه که قرار است از نظر معنا به مخاطب عرضه کند در لوای انتخاب این واژگان موفق شده است.
ترکیب:
واژگان هنگامی که پر معنا و بجا انتخاب میشوند، اینک برای بکارگیری چندان کار ما را سخت نخواهند کرد، اما ترکیب در جای خود یک هنر ادبی است. اینکه واژگان چگونه کنار هم بیایند.زیرا میدانیم که تیتر شعر روزنامهنگاری است و از اهمیت زایدالوصفی برخوردار است. کوتاهی، ایجاز و گاه ایهام در کنار موزون بودن موسیقی تیتر دوشواریهای دو چندان برای ما به وجود میآورد که وقتی واژگان را باهم ترکیب میکنیم، هر تیتری معنای خاص خود را میآفریند. در حالیکه ممکن است معنای شخصی مدنظر ما باشد.
بنابراین ترکیب در صنایع ادبی همان آفرینش است که در ادبیات در قالب شعر نمود پیدا میکند و کار سختی است.
افعال در تیتر:
به یاد داشته باشید که تیتر برای موزون شدن، برای پایانی بسته و یا باز برای اعلام یک خبر و یا توصیف یک حادثه، برای ارائه یک دیدگاه یا بیان یک تحلیل و پیشبینی با افعال است که واقعیت میگیرد و شکل ادبی آن کامل میشود. شما با افعال در تیتر به مخاطب میگویید که در انتظار چه چیزی بماند یا نماند و یا به او از موضوعی حتمی خبر میدهیم یا نمیدهیم.
بار معنایی:
یکی دیگر از ارکان ادبیات تیتر معنا آفرینی است و باری ست که ترکیب تیتر میآفریند. آنجا که سخن از واژگان گفتیم اینک از ترکیب و کنارهم قراردادن اصلی دیگر به ما گوشزد میکند. ایجاد بار معنایی دقیقا به معنای هدفهای دقیق و پنهان شما به عنوان تیترنویس است: همیشه هنگام تیترزدن از خود بپرسید از این دریای واژگان من به دنبال چه بار معنایی هستم؟ این پرسش تعیین کننده به شما خط میدهد که بر چه وجهی از بار معنایی تیتر تاکید کنید.
تصویر:
رکن دیگر ادبیات تیتر تصویر است. به جز تیترهای خبری محض(خبر فوری) یکی از ارکان مهم تیتر نویسی به شمار میآید و چه سخت است که بدون دوربین عکاسی با کلمه و ترکیب نهایی آن یعنی تیتر در ذهن مخاطب عکس بیندازید. اینکه میگویند تیتر باید تصویر آفرین باشد به این معناست که دست در ارائهی تصویر کلامی برای تیترنویسی باز است که به جای جنبههای محتوایی و بار معنایی جنبههای شکلی، تصویری و زیباشناسانه داشته باشد.
خانواده تیترنویسی:
1.روتیتر: به سه نوع تقسیم میشود: الف)روتیتر متصل ب)روتیتر منفصل ج) روتیتر مستقل
روتیتر متصل: هرگاه روتیتر با تیتر باهم خوانده شود و یک معنا را ارائه دهد
روتیتر منفصل:هرگاه روتیتر با تیتر باهم خوانده نشود ولی باز یک معنا را بدهد
روتیتر مستقل:هرگاه روتیتر با تیتر نه باهم خوانده شود و نه یک اطلاعات را ارائه دهد
2.انواع زیرتیتر:الف)زیرتیتر اطلاعاتی ب)زیرتیتر تشریحی ج)زیرتیتر تحلیلی د)زیرتیتر تلفیقی
زیرتیتر اطلاعاتی:هرگاه خبری را انتخاب کنیم که در تیتر اطلاعاتی ارائه شده ولی قرار است با اطلاعاتی دیگر تکمیل شود از زیرتیتر اطلاعاتی و خبری استفاده میکنیم که اطلاعات مکمل تیتر را میدهد.
زیرتیتر تشریحی: مربوط به زمانی ست که یک تیتر خبری یا گزارشی را انتخاب کرده ایم اما برای بیان جزئیات به تشریح بیشتری احتیاج داریم.
زیرتیتر تحلیلی: اگر تیتر ما بار اطلاعاتی و خبری داشته باشد که برای مخاطب در نگاه اول قابل هضم نباشد، برعکس از زیرتیتر تحلیلی استفاده میکنیم تا برای مخاطب تیتر ما باورپذیر شود.
زیرتیتر تلفیقی: اگر تیتر حاوی اطلاعات خاصی باشد که در عین حال با یک جهتگیری تحلیلی همراه است از زیرتیتر تلفیقی استفاده میکنیم که بخشی از اطلاعات را به همراه بار تحلیلی برای مخاطب توضیح دهد.زیرتیتر تلفیقی ترکیبی از زیرتیترهای اطلاعاتی، تحلیلی یا تشریحی است.
انواع تیتر:
تیتر خبری( نقلی/استنباطی) ، تیتر تشریحی ، تمثیلی ، ترکیبی ، تحلیلی ، فرآیندی ، پرسشی ، منفی ، کوتاه(یک کلمهای/دو کلمه ای) ، اقناعی ، دو تیتریها
تیترهای نقل قولی:مسئولیت ارائه خبر با نقل قول کننده است با این تفاوت که ما نقل قول کننده را یا در تیتر یا در روتیتر میآوریم. تیترهای استنباطی برای زمانی است که محدودیتهای خاص تیترهای نقل قولی وجود ندارد و رسانه این امکان را یافته است که از متن خبر –چه نقل قولی و چه غیر نقل قولی- تیتر استنباطی عرضه کند.
تیتر تمثیلی: استفاده از یک ضرب المثل در تیتر
تیترهای ترکیبی: پاره اول با ویرگول نقطه و پاره دوم پاسخ به آن است که امروزه کاربرد محدودی یافته است.
تیترهای پرسشی: برای زمانی است که استثنایی پیش میآید و شما میخواهید مخاطب را حساس کنید و افزون بر آن ممکن است بخواهید پرسشی را که بیپاسخ مانده است فقط بار دیگر تکرار کنید.
تیترهای تشریحی: در این تیترها به بیان جزئیات خبر یا مجموعهای از اخبار و رویدادها در یک گزارش میپردازیم. تیترهای تشریحی این وظیفه را به عهده دارند که مخاطب را از اطلاعات تازه پس از وقوع رویداد مطلع کنند. تیترهای تشریحی معمولا هنگامی به کار میآیند که ما قبلا تیتر وقوع رویداد را زدهایم و خبر آن به گوش مخاطب رسیده است ولی اینک منتظر جزئیات رویداد است. مثلا اگر قرار است پس از زلزله بم از تیتری استفاده کنیم به گزارشهایی اختصاص پیدا میکند که حاوی جزئیات خسارتها، حاشیهها و امداد رسانی هاست.
مثال: کاوش برای یافتن اجساد هم چنان ادامه دارد (یا) 450 میلیارد خسارت 7 ریشتری
تیترهای منفی: تیترها با فعل منفی گاه از روی تعمد انتخاب میشوند و میخواهند این پیام را به مخاطب بدهند که روی دیگر رویداد را از قلم نندازد و به آن توجه کند. نکته دیگر اتفاقی ست که خلاف انتظار ما رخ داده است که ما به مخاطب گوشزد میکنیم آنچه که قرار بود رخ دهد صورت نگرفته است.
مثال: ارگ بم ویران نشد (یا) فعلا ارز نخرید
تیترهای کوتاه: در مطبوعات امروز جهان تیترهای کوتاه در رقابت با اینترنت فریم ورک تازهای ارائه می دهد. در روزنامه مگاری هم ما فریم ورک داریم. هم ما چارچوب داریم هم مخاطب. چارچوب تیترنویسی در تیترهای کوتاه قدرت واژگان در تصویر است یا به عبارتی فریم ورک تصویری. زیرا چارچوب تصویری کلام در تیتر باید دقیقا منطبق با چارچوب تصویری ذهن مخاطب باشد به طوریکه تا تیتر را دید به برداشت اصلی برسد.
Infamy
این تیتر برای حادثه 11 سپتامبر با عکس یا بدون عکس دنیایی حرف دارد. اما بدانید تیترهای کوتاه با عکس، طرح و گرافیک (اینفوگرافی) تکمیل میشوند. بنابراین تیتر کوتاه را در چارچوبی که با تصویر همخوانی دارند بنویسید و حتی اگر عکس شما اجازه تیتر مورد نظرتان را نمی دهد تیتر را تغییر دهید. تیترهای یک یا دو کلمهای با عکس کامل میشوند.
تیترهای اقناعی: میکوشد تا احساسات مخاطب را به هیجان درآورد و تحریک سازد. این نوع از تیترها زمینه سازی میکنند تا پیام نهفته در تیتر که معمولا سیاسی است برای مخاطب رمزگشایی شود. بعضیها تیترهای اقناعی را تبلیغی گفتهاند . جدای از درستی یا نادرستی این تعریف این حقیقت را نمیتوان کتمان کرد که بار تحریکی در تیترهای اقناعی همان بار تبلیغاتی است. تلاشی که سبب میشود پیام در تیتر رمزگذاری و بسته بندی شود.
مثال: همراهی چین با روسیه در وتوی قطعنامه علیه دمشق
دو تیتری ها: همان گونه که از نامش برمیآید دو اطلاعات ممکن از یک سوژه خبری در تیتر منعکس میشود . اشتباه نکنید دو اطلاعات از دو سوژه خبری را نمیتوان در دوتیتریها منعکس کرد مگر آنکه هر دو را در یک لید مشترک ترکیب یافته برای مخاطب قبلا توضیح داده باشیم. برای مثال اگر شما گزارشی از یک رویداد و پدیده تهیه کرده باشید که سرانجام آن با واکنشهای متعددی همراه شده باشد حتما با یک لید جذاب وجوه مختلف رویداد و واکنشها را توضیح دادهایم. یک دو تیتره برای چنین گزارشی میتواند از دو قسمت ماجرا نقل شود اما در نهایت سوژه یکی است.
مثال: افزایش تعرفه واردات خودرو
مجلس: ما بیخبریم
تکنیک هم آوایی
به سه شکل امکانپذیر است:
1.تکرار حروف در اول تیتر = روزهای روشن رواندا
2.تکرار حروف در آخر تیتر = مرگ ارگ
3. تکرار حروف در میانه تیتر = نمای سی در سینما
در تیترنویسی ملاک اصلی انتخاب واژه و سپس معادلیابی آن است. هرچقدر دایره واژگانی ما بیشتر باشد و ما دچار فقر واژه نباشیم تیتر بهتری را برمیگزینیم.
ملاک اصلی دیگر در تیترنویسی اصلی ست به نام " موسیقی تیتر " تیترنویسان باید شاعرانگی را پیشه خود سازند و به همین قیاس واژهها و معادل های آن را به وجهی موزون و نیمه موزون که البته با شعر فاصله دارد پدید آورند.
بر همین مبنا تکنیک همآوایی در سه وجه جزء اصول 13 گانه تیترنویسی تقسیم میشود.
1.در تکنیک همآوایی با تکرار حروف در اول تیتر شرط آن است که هیچ واژه ای از تیتر از تکرار حروف و هم آوا شدن در واجآرایی مورد نظر تیتر خارج نشود اما اگر اتفاق افتاد و یک کلمه از میان کلمات تیتر از این چارچوب خارج شد تیتر به این تکنیک نزدیک شده است ولی منطبق با آن نیست. مانند تفاوت تیتر روزهای روشن رویانیان با گلمحمدی گل کاشت
در اینجا حرف " ک " در " کاشت " تیتر را از تکنیک مورد نظر خارج ساخته است.
2.در تکنیک همآوایی با تکرار حروف در انتهای تیتر نوعی دیگر از موسیقی مورد نظر در تیتر ما اتفاق میافتد. تیتر هنگامی که خوانده می شود به دلیل وجه شاعرانگی در ذهن مخاطب تاثیر ویژه ای بر جا میگذارد و این تاثیر میتواند به دلیل موسیقی تیتر در خلق تکرار حروف در انتها صورت پذیرفته باشد.
تیتر مرگ ارگ به دلیل تکرار حروف در انتهای تیتر بر جنبه موسیقیایی آن افزوده است.
3.تکنیک همآوایی با تکرار حروف در میانه تیتر یکی از وجوه دیگر است که میزان وجه موسیقی تیتر از دو تیتر دیگر کمتر است اما در عین حال بر جنبه وزن تیتر میافزاید و تیتر را خوش آهنگ میکند.






